X
تبلیغات
رایتل

21) آیا عایشه نسبت به ماریه حسادت می ورزید؟

 آیا عایشه نسبت به ماریه حسادت می ورزید؟

عایشه میگوید : نسبت به هیچ زنی به اندازه ماریه رشک و حسادتم تحریک نشده بود . ماریه بسیار زیبا بود و موئی مجعد و پیچیده داشت و سخت مورد علاقه و مهر رسول خدا بود .

پیغمبر خدا ابتداماریه را در خانه حارث فرزند نعمان جای داد و چون ما از نزدیک علاقه و محبت رسول خدا نسبت به ماریه را  حس میکردیم بنای بد رفتاری و مخالفت با ماریه را گذاشتیم وآن قدر کوشیدیم تا سر انجام ماریه از دست ما به تنگ آمد و شکایت مارا به رسول خدا برد . پیغمبر هم اورا به عالیه تغیر مکان داد و همانجا به نزدش میرفت و این خیلی بر ما گران می آمد. بخصوص آتش ناراحتی و رشک و حسادت ما وقتی اوج گرفت که خدا به ماریه پسری داد در حالیکه مارا از داشتن فرزندی محروم ساخته بود . ۱

همچنین روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله ابراهیم فرزند خردسالش را در بغل گرفت و نزد عایشه آمد وفرمود : عایشه ! ببیت اسن بچه شبیه من است ! عایشه گوید : من از روی حسد گفتم : نه ! تصادفا این طور نیست ، هیچ شباهتی به تو ندارد ! ایشان فرمودند : آیا شباهت سفیدی ، وبدن او را با من نمیبینی ؟ عایشه از روی حسادت گفت : البته ، به هرکس که شیر گوسفند داده شود سفید و فربه میشود !

منظور عایشه تهمت زنا و فحشا زدن به مادر آن کودک ، ماریه ، هووی خود بود چون خود عایشه می گوید : حالتی در این هنگام به هر زنی دست میدهد ، بر من عارض شد !

ولی خداوند ابراهیم و مادرش ماری را ، به دست امیر المومنین علی علیه السلام از این اتهام تبرئه کرد .۲

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱٫طبقات الکبری ابن سعد ج۸ص۲۱۲ اصابة ابن حجر قسمت زندگیانی ماریه .

۲٫حاکم نیشابوری داستان آن را در حدیث صحیح مستدرک و ذهبی در تلخیص به نقل از خود عایشه آورده اند. به جلد چهارم مستدرک و تلخیص آن صفحه ۳۹ مراجعه نمائید و تعجب بفرمائید ! همچنین این روایت با کمی اختلاف در مدارک زیر آمده است :

من طریق السنه :صحیح مسلم ج۸ص۱۱۹ط مشکول ، الاستیعاب هامش الاصابه ج۴ص۴۱۱و۴۱۲ ، الاصابه ج۳ص۳۳۴ ، السیرة الحلبیه ج۳ص۳۰۹ و۳۱۲ ، الکامل فی التاریخ ج۲ص۲۱۲ ، اسد الغابه ج۵ص۵۴۲و۵۴۳ و ج۴ص۲۶۸ ، الطبقات الکبری لابن سعد ج۱ص۱۳۷و ج۸۲۱۴ ف مجمع الزوائد ج۹ص۱۶۱ ، الدر المنثور ج۶ص۲۴۰ ، تاریخ الیعقوبی ج۲ص۸۷طبع دار الصادر ، حدیث الافک ص۲۴۲و۲۴۶

و

من طریق الشیعه : تفسیر القمی ج۲ص۹۹و۳۱۸ ، تفسیر البرهان ج۳ص۱۲۶ و ج۴ص۲۰۵ ف تفسیر نورالثقلین ج۳ص۵۸۱ ، تفسیر المیزان ج۱۵ص۱۰۳