الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

چون ایام فاطمیه در پیش است وظیفه همه فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است. این بحث بهت انگیز است. هر مسلمانی وظیفه اش نسبت به فاطمیه و صدیقه کبری بسیار سنگین است . اگر وقت شد، یک روایت از منابع عامّه، یک روایت از مدارک خاصّه طرح می کنیم، تا هر مسلمانی به هر مذهبی، بفهمد نسبت به روز شهادت او چه وظیفه ای دارد.

علمای حدیث ، رجال عامّه این روایت را نقل کردند: قال رسول الله: أولُ من یدخل الجنة فاطمة. این جمله دریایی است. فقه این حدیث عقل را از هر فقیهی و حکیمی مبهوت می کند. این روایت منقول از آن حضرت است از آن طرق .

 

ولُ من یدخل الجنة فاطمة . فهم این حدیث توقف دارد بر درک عمق سوره واقعه:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ، خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ، إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ،فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا .

روزی که آن روز هم خافض است، هم رافع؛ واقعه ای که خافضة رافعة؛ اما رفع إلی درجاتی که لا تدرک ولا توصف. اما خفض: إلی أسفل السافلین. إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا. این کوهها همه مثل ذره ی منبث در فضا بشود، همچو روزی، همچو واقعه ای.

بعد مطلب چیست؟ تمام مطلب در این جمله است: وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً : سه قسمت می شوند : أَصحاب المیمنة ،أَصحاب المشئمة، السابقون .

اما: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ. اگر بفهمیم مقام سابقین را، آن قرب و آن تقرب را، باز مراتب سبق، کمًا و کیفًا . تا برسد به اسبق السابقین. اسبق السابقین کیست؟ افضل الاولین و الاخرین خاتم الانبیاء و المرسلین، او می شود اسبق السابقین. بالضروره به حکم عقل ، کتاب ، سنت: وَلِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا. بالضروره اول من یدخل الجنه خاتم النبیین است ولی آنچه محیّر العقول است این است که [پیامبر فرمود:] من بر براق وارد محشر می شوم و وارد جنت می شوم اما أمامی بنتی فاطمة، جلوتر از من دختر من . أمام إمام الاولین و الآخرین! این چه مقامی است ؟!

أول من یدخل الجنة فاطمة. اگر این فهمیده بشود تمام مسائل منحل است. خاتم [هست]، مقدم اوست . چه کرده که امام امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. تمام خلقت عالم به بعثت آدم تا عیسی بن مریم، به نتیجه رسید اما بدوّ صلاح به بعثت خاتم شد. به بعثت او غرض از خلقت، ثمر تشریع و دیانت محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین است، علت مبقیه سیدة نساء العالمین است. تمام ما حصل انبیا از آدم تا به خاتم به کی باقی ماند؟ منحصراً به وجود صدیقه کبری. اگر او نبود نه حلم حسنی بود، نه شجاعت حسینی بود، نه عبادت سجادی بود، نه مآثر باقری، نه آثار جعفری ، نه علوم کاظمی، نه حجج رضوی، نه جود تقوی، نه نقاوت نقویه و نه هیبت عسکریه و نه غیبت آن کسی که یملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا.

چه کرده او؟ خودش چه بود؟ اثر وجودش چه بود؟

إنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ. نسل او در جهان باقی ماند به این ، دین او در امم برقرار شد به وجود این.

فاطمة بضعة منی .

ورود او به بهشت ورود پیغمبر است .

أول من یدخل الجنه فاطمة. اما به چه کیفیت؟! . مهم این است متن حدیث دقت ها دارد. اگر دنیای عامّه همین روایت را بفهمد کافی است. نص روایت این است: تحشر ابنتی فاطمة یوم القیامة وعلیها حلة الکرامة... وعلیها حلة - چه حلّه ای؟ حلة الکرامه- قد عجنت بماء الحیوان ، فینظر إلیها الخلائق . بهت انگیز این روایت است، آن هم از طرق عامّه: هم محدثین، هم اعلام رجال. فینظر إلیها الخلائق - خلائق جمع محلی به ال ، چشم تمام آفریده ها همه دوخته به هودج اوست- فینظر إلیها الخلائق فیتعجبون منها. آن روز غوغا که همه می گویند: وانفسا!، چه جور وارد محشر می شود که همه از خود بی خبر ، غرق در تعجب، از آن عظمت.

ثم تکسى حلة من حلل الجنة ، ... على ألف حلل ، مکتوب ... بخط أخضر : " أدخلوا ابنة محمد الجنة - اما چه جور؟ - علی أحسن صورة - غوغا این است - على أحسن صورة ، وأکمل هیئة ، وأتم کرامة ،وأوفر حظ . چهار افعل تفضیل است.

باید وارد بهشت شود اما چه جور؟ به احسن صورة. روز قیامت چه روزی است؟ وبرزوا لله الواحد القهار. برزوا ، مغزها از پوست در می آید، سیرت ها مصور می شود . احسن صورة یعنی چه؟ فکر کردید؟ قرآن بخوان تا بفهمی یعنی چه احسن صورة . تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ... ، خلقت برای این است؛ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ ، چرا؟ برای این که آزمایش بشوید تا محقق بشود احسن در عمل.

خلقت برای این است: احسن در عمل، احسن در علم. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ ... َبَشِّرْ عِبَادِ ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.

علماً باید بشود احسن ، عملاً باید بشود احسن . احسن علماً خُلقا عملاً روز قیامت محشور می شود به احسن صورة . صورت او نشان می دهد سیرت او را. زهرا این است. این افعل تفضیل اول است.

ادخلوا... ادخلو. داخل کنید فاطمه دختر او را در بهشت اما به احسن صورة، به اکمل هیئة ، دیگر شرح بقیه وقت نیست. این روایت از طرق عامّه.

هر مسلمانی باید بداند روز شهادت زهرا روز رحلت کیست؟ وظیفه خودش را بشناسد.

اما از طرق خاصه : صدوق در علل: این روایت عن ابی عبدالله. در مصباح الانوار عن ابی جعفر. هر دو امام، قال، قلت: لم سمیت فاطمة الزهراء زهراء ؟ سر تسمیه فاطمه زهرا به زهرا چیست؟ فقال: لأن الله عز وجل خلقها من نور عظمته . علت این که فاطمه زهرا نامیده شده چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرده. این مبدأ اوست آن منتهای اوست. مبدأ این، منتهی آن . اینجاست حیرة الکمل . مبدأ، خلق از نور عظمت الله ؛ منتهی: اول من یدخل الجنة .فلما اشرقت ، بعد که خلق شد از نور عظمت، آن نور اشرقت، فأضاءت – چه را روشن کرد؟- فأضاءت السماوات والأرض ، همه آسمانها و زمین به نور او منور شد. وغشیت أبصار الملائکة ، چشمهای ملائکه همه از دیدن این نور درمانده شد، وخرت الملائکة لله ساجدین. تمام ملائکه به تابش نور صدیقه همه به سجده افتادند، وقالوا : إلهنا وسیدنا! ما لهذا النور؟ فأوحى الله إلیهم- شرح حدیث برای وقت دیگر ولی اهل نظر در این کلمات دقت کنند. فأوحى الله إلیهم: هذا نور من نوری ، خودش نور؛ از نور من ، هذا نور من نوری ، فأسکنته فی سمائی ، مسکن او را سماء خودم قرار دادم ، خلقته من عظمتی ، از عظمت خودم ...، العلی العظیم کیست؟ از آن عظمت فاطمه را خلق کردم . أخرجه ، او را بیرون می آورم. از کجا ؟ از صلب نبی من أنبیائی أفضلّه على جمیع الأنبیاء . صدف این گوهر باید صلب اشرف ولد آدم باشد .

ختم کلام هم این است. وأخرج من ذلک النور ، از همین نور که اسمش فاطمه است خارج می کنم أئمة یقومون بأمری یهدون إلى حقی واجعلهم خلفائی فی أرضى بعد انقضاء وحیى ... أخرج من ذلک النور أئمة.

مبدا این، منتها آن، وسط این.

یک عده عوام پیدا شدند، در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها این تشکیلات برای شهادت صدیقه زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به اعتقاد همه. عده ای از شما اساتید خارج هستید، عده ای استاد سطوح عالیه هستید، به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ به چه دلیل؟

امیرالمؤمنین کیست؟ امام الموحدین کیست؟ بیان او این است. مصیبت فاطمه در این حد است: والله... - این کلمه علی[علیه السلام] است اما توأم با این قسم - هذه والله مصیبة لا عزاء لها . یعنی چه؟ هذه والله مصیبة لا عزاء لها - هر کار بکنید خلأ این مصیبت را پر نمی کند - ورزیة لا خلف لها . همه این غوغا[عزاداری ها] ذره ای در مقابل این کلمه است. کجا حق او ادا شد؟

همچو کسی اولش این ، وسطش این. از حسن تا حجت بن الحسن ، همه میوه درخت وجود او ، آخرش هم: اول من یدخل الجنة باحسن صورة ، اما پهلو شکسته ، بازو ورم کرده. مصیبت این است.

ما زالت ... متن مصیبت این است : ما زالت بعد أبیها ... ما زالت بعد أبیها ، معصّبة الرأس، ناحلة الجسم. ناحلة الجسم یعنی چه؟ یعنی هر روز که می گذشت گوشت ها[ی بدنش] آب می شد ، تا رسید به آنجایی که صارت کالخیال. یک دختر نوجوان ... منهدّة الرّکن ، یعنی زانوها دیگر رمق راه رفتن نداشت. باکیة العین ، محترقة القلب . لااله الا الله .

شما فکر کنید . از رحلت پیغمبر تا رحلت زهرا چقدر است؟ از روزی که پیغمبر از دنیا رفته تا روزی که زهرا از دنیا رفته، یغشى علیها ساعة بعد ساعة ؛ یعنی هر ساعت غش می کرد.

گفت: یا علی! آن پیراهنی... آن پیراهنی که پدرم را در آن غسل دادی برای من بیاور ، رفت پیراهن را آورد تا گرفت بو کشید، یک مرتبه افتاد روی زمین، بعد که به خود آمد این دو تا شعر را گفت:

ماذا على من شم تربة أحمد

أن لا یشم مدى الزمان غوالیا

مصیبت این است:

صبت علیّ مصائب لو أنها

صبت على الأیام صرن لیالیا


منبع :wahidkhorasani.com

محفل حیدریون



تاریخ : سه‌شنبه 2 اردیبهشت 1393 | 15:43 | نویسنده : خادم الرقیه | نظرات (0)